|
به يمن پايان آغاز
هفت درد هفت سال تنهايي خويش را
به باد سپردم
سرم گيج مي رود
از سرعت زمين
در سپيده دم
هفت ستاره بود و
سنگ و سراب و
سرگرداني من و
اين سوار نيامده از راه
به يمن پايان آغاز
سوگوار خويشم
كه چرا الفباي دل من
هفت سين نداشت.
"زنده یاد شقایق لعلی"
|